کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 20 اسفند ماه ، 1388
 
موضوعات سايت
بخش ارواح و مسائل مرتبط

بخش فيلم

بخش عكس

بخش دانلود ها

بخش موبايل

بخش فلش

بخش اموزشي و سرگرمي

بخشهای دیگر سایت

جستجو



مطالب تصادفی


[ كليپ موبايل ]

·19 زنگ بسیار زیبا رومانتیک برای موبایل شما
·Mr.Bean زنگ برای موبایل شما
·کلیپ ترسوندن
·100 اهنگ زنگ موبایل اختصاصی جدید 2009 - Exclusive 100Ringtones
·کلاس درس دانشگاه
·دانشجو سر کلاس
·کلیپی از حرکات تکنو فوق العاده زیبا که واقعا زیبا حرکت میزنه !!
·کلیپ صوتی بسیار خنده دار پدر و پسر
·دانلود مستند دماغ به سبک ایرانی
·ماجراجویی خطرناک یک موتور سوار ایرانی
·رفتار یک مامور انتظامی در ونک
·کلیپ چشم چرانی دو رئیس جمهور امریکا(اوباما) و فرانسه(سارکوزی)
·پشت صحنه مصاحبه با دکتر محمود احمدی نژاد در سیما که به صورت جالبی درامده
·كليپ كشتي كج در ايران در پارك
·كليپ زدن سيلي به عروس توسط داماد به صورت خيلي بد
·كليپ خودكشي
·كليپ عرب ديوانه در شهر

آخرین ارسالها
کل موضوعات 2439
کل ارسال ها 8593
کل بازديد ها 531671
کل پاسخ ها 6175
کل اعضا 3002
آخرين 20 ارسال انجمن

فروش وی پی ان V P N + اکانت Socks
ارسال شده توسط pyaz در مورخه : شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388

تصویری جالب ! نبینی پریده!
ارسال شده توسط salib در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388

♥♥♥♥♥♥♥همه چيز درباره ولنتاين♥♥♥♥♥♥♥
ارسال شده توسط salib در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388

دليل علاقه مردان به زنان
ارسال شده توسط salib در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388

عكسهاي جديد اواتار براي كاربران بسيار زيبا براي استفاده عكس كاربري
ارسال شده توسط mohammad11 در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388

ایرانی ها بزرگترین جستجوگر چینی را هک کردند
ارسال شده توسط salib در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388

میخوای بدونی شبیه کدوم شخصیت تاریخی دنیا هستی؟
ارسال شده توسط salib در مورخه : يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388

عکسهای! لو رفته از آقایون! (وووووووووووه)
ارسال شده توسط archenemy در مورخه : شنبه، 17 بهمن ماه ، 1388

دستگیری موش قاچاقچی در تهران!
ارسال شده توسط salib در مورخه : جمعه، 16 بهمن ماه ، 1388

سرعت تایپ خود را بسنجید! حتما امتحان کنید!
ارسال شده توسط salib در مورخه : جمعه، 16 بهمن ماه ، 1388

تست مرد شناسی ( ورود آقایان ممنوع ! )
ارسال شده توسط salib در مورخه : جمعه، 16 بهمن ماه ، 1388

برو حالش رو ببر با این عکسا
ارسال شده توسط tobe در مورخه : شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388

نفر قبلیت رو چقدر دوست داری
ارسال شده توسط archenemy در مورخه : سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388

فيلمی از يک جن در خانه
ارسال شده توسط korosh_71 در مورخه : سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388

مو یا باد بزن
ارسال شده توسط tobe در مورخه : سه شنبه، 6 بهمن ماه ، 1388

جواب بالایی رو بده از پایینی سوال بپرس
ارسال شده توسط paeezjo0on در مورخه : دوشنبه، 5 بهمن ماه ، 1388

آموزش زبان تركي!
ارسال شده توسط tobe در مورخه : يكشنبه، 4 بهمن ماه ، 1388

نحوه برخورد صحیح با آقایان ( همسر داری و ازدواج , سوالات زوجهای جوان , آموزش همسردار
ارسال شده توسط salib در مورخه : جمعه، 2 بهمن ماه ، 1388

سوال: چرا مرغ از خیابان رد شد؟
ارسال شده توسط zohreh در مورخه : پنجشنبه، 1 بهمن ماه ، 1388

عشق یعنی ازدواج با دختری که سرطان دارد.
ارسال شده توسط tobe در مورخه : يكشنبه، 27 دي ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

موضوعات فروم سایت
بخش قوانين و اخبار سايت و.
 قوانین و اصول انجمن
 اطلاعيه ها و اخبار انجمن ها
 .پيشنهادات و انتقادات
 گپ و دوستیابی
 يك بيوگرافي از خودتون بديد
 بهشت زهرا بیا11(قبرستان)
 خدمات به سایتها و کاربران
 بحث مدیران در برای فروم
بخش فيلم ارواح
 فيلم ارواح
 عكسهاي ارواح
 داستان هاي ارواح
 گفتگو در مورد ارواح و يوفا
 اتفاق های ارواحی شما
 عكسهاي موجودات فضايي
بخش دانلود ها
 بخش بازيهاي كامپوتري
 نرم افزار جديد براي دانلود
 فيلم هاي جديد براي دانلود
 دانلود انواع موزیک
 دانلود انواع برنامه ياهو
 اموزش هک و ضد هک و برنامه
موبايل
 بخش بازيهاي موبايل
 دانلود کلیپها ایرانی و خارجی
 دانلود انواع ابزار و برنامه موبایل
 معرفي گوشي هاي موبايل
 SMS های جالب برای موبایل
 دانلود انواع ابزار پاکت پی سی
بخش سرگرمي
 بخش عكسها
 جوک و لطیفه های روز
 فــــــــــال
 بحث ازاد
 چيستان به وسيله كاربران
 ترفند موبايل و كامپيوتر و...
 صندلي داغ
 عكس,اخبار,كليپ از فوتبال
 معما 1000 امتیازی توبه
اخبار
 اخبار حوادث ایران و جهان
 اخبار سینما , راديو و تلويزيون
 خبـــــر هـــای IT
 اخبار ورزشي ايران و جهان
بخش جف هادری
 عکسهای جف و مت هاردی
 ویدئو های جف هاردی
 خبر ها و نوشته ها در مورد جف

تبادل لینک با سایتها
این سایت با تمامی وبلاگها و سایت ها تبادل لینک میکند برای ارسال لینک خود اینجا کلیک کنید


 
سايت تفريحي اموزشي-فيلم ارواح-عكس ارواح-نرم افزار روز دنيا-فلش ترسناك-فلش جالب کلیپ موبایل کلیپ موبایل: داستان و مسائل ارواح و

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟
داستان و مسائل ارواح و

مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟

مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟

پرسش:
مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟
پاسخ:
لحظه مرگ بسیار حساس و خطرناك است حتى خوبان و نیكان از آن دلهره و وحشت دارند ; البته منافاتى نیز ندارد كه در عین حال كه ترس دارند ، به ملاقات پروردگار نیز علاقه داشته باشند مانند غواصى كه به یافتن مروارید علاقمند است در عین حال از غرق شدن در دریا هم بیم و ترس دارد . خداوند متعال مى فرماید : «وَ جَآءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَ لِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ ;(ق ،19) و سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مى رسد ، این همان چیزى است كه از آن مى گریختى » . در هنگام سكرات و حالت احتضار و آستانه مرگ حوادث گوناگونى براى انسان رخ مى دهد ; از جمله :
الف ) تمثّل مال ، همسر و فرزندان ، اعمال :
1 . مال و دارایى و ثروتى كه شخص سال ها در پى آن تلاش كرده و خود را به آب و آتش زده ، اكنون انسان از آن جدا مى شود و حتى نمى تواند یك درهم سیاه را با خود بردارد و ببرد ، به اشكالى تمثل پیدا مى كند و با انسان سخن مى گوید .
2 . اهل و همسر و فرزندان و.. . كه یك عمر براى آنان زحمت كشیده ، اكنون نمى توانند به فریاد او برسند و حتى در برخى موارد همسر و فرزندان به خاطر ثروت محتضر مایلند كه پدر و همسرشان زودتر بمیرد تا آنها به ثروت او دست پیدا كنند! 3 . اعمال شخص نیز در هنگام مرگ متمثل مى شوند و با صاحب خود حرف مى زنند .
ب ) شیطان نیز در هنگام مرگ شخص محتضر را وسوسه مى كند و به او كفر و شرك را تلقین مى كند تا به این وسیله ایمانش را به سرقت ببرد و شخص ، بى ایمان از دنیا برود .
ج ) انسان محتضر در لحظه مرگ تمام فراز و نشیب هاى عمر و زندگى خویش را در چند لحظه همچون یك حلقه فیلم مى بیند و براى فرصت هاى از دست رفته عمر خویش حسرت مى خورد . انسان ها همچنین در لحظه مرگ اهل بیت(علیهم السلام)را بر بالین خود مشاهده مى كنند و آن بزرگواران نیكان را تسكین و آرامش مى بخشند .(1)لحظات مرگ خوبان و نیكان با بدان و بدكاران تفاوت دارد ; نیكان و صالحان به هنگام فرا رسیدن مرگ ، با سلام و بشارت و امنیت مورد استقبال قرار مى گیرند و خداوند براى آنان اجر كریم آماده كرده است ; (احزاب ،43) و درباره بندگان صالحش مى فرماید : «یَـأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَـئِنَّةُ * ارْجِعِى إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً *(فجر ،27و28) تو اى روح آرام یافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است .» در جایى دیگر مى فرماید : «همان ها كه فرشتگان قبض ارواح روحشان را مى گیرند در حالى كه پاك و پاكیزه اند به آن ها مى گویند سلام بر شما باد ، به خاطر اعمالى كه انجام مى دادید ، وارد بهشت شوید .»(نحل ،32) و.. . خداوند متعال درباره لحظه جان دادن و مرگ بدكاران مى فرماید : «همان ها كه فرشتگان قبض ارواحروحشان را مى گیرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند ، در این هنگام آن ها تسلیم مى شوندو مى گویند ما كار بدى انجام نمى دادیم ، آرى خداوند به آن چه انجام مى دادید عالم است » .(نحل ،28) در جایى دیگر درباره شیوه جان دادن بدكاران مى فرماید : «چه كسى ستمكارتر از كسى است كه دروغى به خدا ببندد یا بگوید وحى به من فرستاده شده در حالى كه وحى به او نشده باشد.. . و اگر ببینى هنگامى كه این ظالمان در شداید مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دست ها را گشوده به آنان مى گویند جان خود را خارج سازید ، امروز مجازات خوار كننده اى در برابر دروغ هایى كه به خدا بستید و در برابر آیات او تكبر ورزیدید ، خواهید دید» .(انعام ،93) گنه كاران و بدكاران با انواع دلهره ها و جدایى ها و خطرها ، وحشت زده هستند و به جاى دلدارى از سوى فرشتگان با كتك و عذاب شدید و بى احترامى ، جان مى دهند .(نساء ،97)(2)
پاورق:
1 : معاد ، محسن قرائتى ، انتشارات در راه حق / معاد ، شهید دستغیب
2 : معاد ، محسن قرائتى ، همان ، ص 109 ـ 118 / تفسیر نمونه ، آیت الله مكارم شیرازی

بقیه مطالب در مورد مرگ در ادامه مطلب

يكشنبه، 29 شهريور ماه ، 1388 بازدید:647 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 647 بار بازديد شده

تجارب با ارزش چند دانشمند از ماوراء
داستان و مسائل ارواح و

ماوراء ارواح روح ghost   www.bia11.com

تجارب با ارزش چند دانشمند از ماوراء

منبع      کتاب: بعد ناشناخته         نویسنده: دکتر محسن فرشاد     فصل ششم: تجارب باارزش چند دانشمند       چاپخانه : اقبال     سال انتشار: 1361


در سال های 1343 تا 1347 که من به دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران می رفتم یکی از استادان معروف ما که امکان هیچگونه کذب در گفتۀ او نمی رفت یکی از خاطرات زندگی خود را در باب تجارب ماوراء روحی چنین بیان داشت:
"یکی از روزهای بهاری سال 1332 که من نمایندۀ مجلس شورای ملی بودم, نزدیک مجلس در میدان بهارستان از اتوموبیل پیاده شدم و آهسته به طرف در بزرگ آن به راه افتادم. جوانی ناشناس به من نزدیک شد و گفت آقا بنده عرضی داشتم .من هم ایستادم تا او حرفش را بزند.ناگهان چاقویی کشید و چنان بر من فرود آورد که من درجا از هوش رفتم و فقط یادم میاید که گفتم آخ و بر زمین افتادم . لحظه ای بعد دیدم جسدم افتاده و عده ای دور آن جمع شده اند و خود من در حالیکه کناری ایستاده بودم داشتم آنرا نظاره می کردم و حالم نیز بسیار خوب بود و همه چیز را می دیدم و تمام صداها را می شنیدم. بعد کم کم گویا حس کردم باید به بدنم برگردم به طرف جسدم رفتم و مثل اینکه وارد آن شده باشم دوباره زندگی عادی را به دست آوردم , در همین موقع بود که مرا به بیمارستان بردند.
این گفتۀ یکی از اساتید دانشگاه بود که از بردن نام او خودداری می کنم, اما تجربۀ او یک تجربۀ ماوراء روانی و روحی بود که نشانۀ استقلال " من" یا روح و یا انرژی حیاتی ماست. این تجربه را "خروج از بدن" و آزاد شدن من یا به عبارت روحیون خروج بدن ستاره ای از بدن فیزیکی می نامند.در ایران چون تحقیق در امور علمی راه درازی را نپیموده است چه برسد به امور روانی و پدیده هایناشناخته .این مسایل را یا معجزه می دانند یا با تردید و انکار حرف گوینده را گوش می کنند. اما وقتی مسئله تحقیق علمی و شناخت علل اشیاء و امور مطرح باشد دیگر معجزه و شیاطین و غیره مفهومی ندارند و باید علت آنرا معلوم ساخت.در کشورهای پیشرفته صنعتی برخلاف ایران دربارۀ این مسایل تحقیقات فراوان شده است و بالاجبار برای اثبات نظریۀ خود از آنها سود خواهیم جست.
امروزه مسئلۀ دنیای ناشناختۀ روح و زندگی پس از مرگ یا به قول یعضی نویسندگان حیات بعد از حیات, دیگر یک اعتقاد مذهبی صرف نیست بلکه یک واقعیت عینی و علمی است که انسان بایدهمچون مکانیزم سلول های خود آنرا بشناسد. روح و دنیای پس از مرگ به متافیزیک تعلق دارد که امروزه علم فیزیک سعی در مطالعۀ آن دارد.مسئله ماهیت و مکانیزم روح در حقیقت متن اصلی متافیزیک است و موضوعات دیگر هم از متفرعات آنند.
امروزه روح به عنوان یک شیی قابل مطالعه مورد تجزیه و تحلیل علم فیزیک قرار گرفته است. زیرا روح و ماده آنچنان درهم آمیخته اند که مطالعۀ یکی بی دیگری برای فیزیک ممکن نیست.(1) گذشته از علوم دقیقه , تجربیات بسیاری از پزشکان و روان شناسان در این مورد ارزنده می باشد.
 ما یکی از تحقیقات با ارزش پزشک مشهور آمریکایی دکتر مودی Moody دربارۀ زندگی پس از زندگی را به عنوان سندی از استقلال جهان روانی انسان عرضه می نماییم. وی در کتاب " زندگی پس از زندگی" ( چاپ آتلانتا 1975) چنین می نویسد:
"آیورپاتر" مهندس تلفن با موتور سیکلت خود تصادف سختی نمود. در حالیکه بیهوش بود او را به بیمارستان رساندند.پس از اینکه معالجه شد روزی به دکتر مودی گفت : وقتی مرا به بیمارستان رسانده و روی تخت عمل خواباندند من دیدم روی بدن خود شناور شده ام و شعله ای نورانی اطراف مرا فرا گرفته است .من شروع به بالا زفتن کردم تا به یک باغ مصفا در سرزمینی آرام رسیدم. از دور سلسله جبالی آبی رنگ به چشم می خورد . پاتر در لحظه تصادف 26 سال داشت و از تجربه خود به عنوان یک احساس عالی یاد می کرد ونمی خواست آن را رها کند . او می گفت که در آن هنگام پدرش را که در یک تصادف رانندگی کشته شده بود دید و به پاتر امر کرد که فورا" به زمین مراجعه کند و به زندگی خود ادامه دهد زیرا مادر و خواهر او به وی احتیاج دارند .پاتر بر خلاف میلش به روی زمین مراجعت کرده و به زندگی خود ادامه داد.و بعد از اینکه چشمانش را باز کرد دید که مادر و خواهرش کنار تخت ایستاده وگریه می کنند , در حالیکه پزشک معالج قبلا او را مرده قلمداد نموده بود. چه تاثیری این واقعه بر زندگی پاتر که اکنون 48 سال دارد گذاشت؟ تاثیر به قدری زیاد بود که پاتر می گوید دیگر هرگز از مرگ هراس ندارد و تنها هم و غم او انجام آن چیزهایی است که در زندگی از او خواسته شده است.
دکتر ریموند مودی 150 مورد از این موارد را جمع آوری کرده است. وی می گوید اشخاصی که خروج از بدن و زندگی پس از مرگ را تجربه کرده اند, ماحصل وقایع خود را در اختیار روزنامۀ "آفتاب" چاپ لندن گزارده که آن نیز آنها را اتشار داده است. احساس شناور شدن روی جسد, ملاقات با والدین در گذشته , اصل تحقیقاتی است که به وسیلۀ دکتر مودی انجام پذیرفته است.
دکتر مودی از چهرۀ مرگ تابوی نقاب برداشته است, زیرا بسیاری از افراد جرات بیان تجربۀ خود را ندراند یا کسی آنها را باور نمی کند یا فکر می کنند دیوانه شده اند که چنین چیزی را می گویند.اما با انتشار عقاید این همه زن و مرد دری جدید به روی مردم باز شده است.
دکتر مودی با انتشار کتابش, زندگی بعد از زندگی ( آتلانتا 1975) سفر بسیار نمود. با هزاران نفر صحبت کرد و برای آنان نه تنها جنگی از داستان های زیبا تعریف کرد بلکه رقه ای از امید و اطمینان در دل آنان روشن نمود. نویسنده آنچنان امیدی به مردم داده که تاکنون سابقه نداشته است. این کاملا" درست است زیرا وقتی انسان بفهمد که با مرگ همه چیز تمام نمی شود و در آن دنیا سعادت و آرامش در اختیار اوست و تنها قاضی وی وجدان درست اوست, زندگی برایش مفهومی عالی تر و والاتر خواهد یافت. و عقل و خرد را باارزش ترین چیز خواهد دانست زیرا می داند که تنها این دو چیز به عنوان دو جوهر پایدار تعیین کنندۀ شخصیت دائمی او خواهند بود و بی دلیل نیست که ادیان بزرگ اعمال انسان را در دنیای دیگر علت خوشبختی یا بدبختی می دانند.
این پزشک در کتاب خود می نویسد:" من از لحاظ علمی چیزی را ثابت نکرده ام. من فقط داستان های مردمی را جمع آوری کرده ام که از لحاظ کلینیکی مرده اند. هر چه بیشتر داستان های آنان را گوش می کنم بیشتر معتقد می شود که بعد از مرگ زندگی وجود دارد. البته خود من هم نسبت به این موضوعات پیش داوری هایی دارم. دلم می خواهد باور کنم که یک زندگی پس از مرگ وجود دارد و این در داوری من و جمع آوری این داستان ها موثر است.(2)
وقتی دکتر مودی در برابر جامعۀ تحقیقات روانی آمریکا سخن می گفت حداقل دوازده نفر از دانشمندانی حضور داشتند که بخش اعظم عمر خود را صرف مطالعۀ مسئلۀ بقای شخصیت انسان پس از مرگ کرده بودند, اما تحقیقات دکتر مودی فوق مطالعات آنان بود.
یکی از تحقیقات دکتر مودی دربارۀ مردی بود که صاعقه برای مدتی او را فلج کرده بود. نام این مرد دانیون برینکلی می باشد که در روزنامۀ واشنگتن پست در 27 مارس 1977 خاطرات خود را چنین می نویسد:
"آیورپاتر" مهندس تلفن با موتور سیکلت خود تصادف سختی نمود. در حالیکه بیهوش بود او را به بیمارستان رساندند.پس از اینکه معالجه شد روزی به دکتر مودی گفت : وقتی مرا به بیمارستان رسانده و روی تخت عمل خواباندند من دیدم روی بدن خود شناور شده ام و شعله ای نورانی اطراف مرا فرا گرفته است .من شروع به بالا زفتن کردم تا به یک باغ مصفا در سرزمینی آرام رسیدم. از دور سلسله جبالی آبی رنگ به چشم می خورد . پاتر در لحظه تصادف 26 سال داشت و از تجربه خود به عنوان یک احساس عالی یاد می کرد ونمی خواست آن را رها کند . او می گفت که در آن هنگام پدرش را که در یک تصادف رانندگی کشته شده بود دید و به پاتر امر کرد که فورا" به زمین مراجعه کند و به زندگی خود ادامه دهد زیرا مادر و خواهر او به وی احتیاج دارند . پاتر بر خلاف میلش به روی زمین مراجعت کرده و به زندگی خود ادامه داد.و بعد از اینکه چشمانش را باز کرد دید که مادر و خواهرش کنار تخت ایستاده وگریه می کنند , در حالیکه پزشک معالج قبلا او را مرده قلمداد نموده بود. چه تاثیری این واقعه بر زندگی پاتر که اکنون 48 سال دارد گذاشت؟ تاثیر به قدری زیاد بود که پاتر می گوید دیگر هرگز از مرگ هراس ندارد و تنها هم و غم او انجام آن چیزهایی است که در زندگی از او خواسته شده است.
یک مورد دیگر داستان زن حامله ای است که بیمار دکتر مودی بود و در هشت ماهگی بارداری خود دچار بیماری سختی شد.در بیمارستان اجبارا" خواستند بچه ی او را به دنیا بیاورند . خون بسیاری از بدن زن بیمار رفت , به طوریکه تمام کادر درمانی وی اعلام خطر نموده و پزشک وی نیز قطع امید کرد . زن بیمار که خود نیز پرستار بود احساس خطر نمود و بعد در کوما فرو رفت . بعدها که این زن سلامتی خود را باز یافت برای دکتر مودی چنین تعریف نمود :
"وقتی به حالت اغماء افتادم خود را در قایقی روی نهر بزرگ دیدم .از دور روی آب تمام عزیزان از دست رفته ی خود را دیدم .مادر , پدر ,خواهر و سایر دوستانی که قبلا" فوت نموده بودند .چهره ی آنها را درست مانند دوران زنده بودنشان می توانستم ببینم. آنها مرا صدا می کردند که به طرف آنها بروم ولی من به این بهانه که قادر نیستم نمی رفتم . "
چیزی که در این تجربه ی فوق بدنی جالب است این است که در همان لحظه که زن بیمار با عزیزان مرده ی خود ملاقات می نمود , پزشکان و پرستاران خود را می دید که اطراف او حلقه زده و سعی می نمودند که او را نجات دهند .بیمار چند بار تلاش کرد که به دکتر بگوید نگران نباشد زیرا او نمرده است اما کسی صدای او را نمی شنید . ناگهان , روی تخت عمل , بدن خارجی و روح با جسد بی جان وی یکی شده و او به هوش آمد.
موارد یاد شده موجب جلب نظر بسیاری از محافل علمی آمریکا به کارها و تحقیقات دکتر مودی شد .مجله اخبار پزشکی که توسط جامعه پزشکی آمریکا منتشر می شود از دکتر الیزابت کوبلر راس درخواست کرد که نقدی بر کتاب دکتر مودی بنویسد. نقد و بررسی دکتر راس تحت عنوان "مرگ ,و بحث از زندگی "انتشار یافت.او در نوشته خود تائید نمود که به تجربیاتی از همین قبیل برخورد نموده است.منتقد کتاب از نویسنده ی آن به عنوان کسی که راهگشای حل معمای زندگی پس از زندگی است یاد کرده و زحمات او در این راه را ستوده است.
دکتر راس کنفرانس های زیادی را در آمریکا از پزشکان, پرستاران و بیماران ترتیب داد تا تجربیات آنان را در این زمینه جمع آوری نماید. او در کتاب خود می نویسد:
"با توجه به گسترش تحقیق درباره مسائل روانی و کتابهای زیادی که درباره ی مردگان انتشار می یابد , بسیار جای خوشوقتی است که ببینم یک پزشک که در عین حال دانشمند نیز هست شهامت به خرج داده و تجارب کسانی که مرگ را از نزدیک دیده اند بررسی نموده و راه آنان را روشن نماید.دکتر مودی ترس اشخاص را از مرگ و لحظه ی پایان زندگی از بین برده است."
دکتر راس عقاید خود را چنین توصیف می کند :
"انسان فقط یک بدن فیزیکی نیست , بلکه دارای ابعاد پنهانی بسیاری است که ما در حال کشف کردن آن هستیم."(3)
به زعم عده ای این ابعاد پنهانی انسان موضوع تحقیق فلاسفه , دین شناسان و ادیان توحیدی در طی قرن ها بوده است.وما فقط از اواخر قرن نوزدهم به طور علمی به آن پرداخته ایم .تحقیقات دکتر مودی مسلم و صحیح بوده و او توانسته منافع عمومی را در راهی بیندازد که هیچ محقق دیگری سابقا" این کار را نکرده است .

سه شنبه، 17 شهريور ماه ، 1388 بازدید:291 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 291 بار بازديد شده

وضعیت زیستن ارواح در بهشت
داستان و مسائل ارواح و

ارواح در بهشت  منبع:www.bia11.com

وضعیت زیستن ارواح در بهشت

جهت بیان حالت و چگونگی زیستن در جهان سوم روحی , در مرحله نخست می بایست یک بررسی سطحی درباره نحوه و خواست زندگی افراد کره زمین بنمائیم , چون کسی که در صحراهای سوزان زندگی می کند , بهشت را محلی با آب های خنک و گوارا و صاف و درختانی پر سایه و سبزه و پر میوه تصور می کند , و کسی که در قطب زندگی می نماید , بهشت را محلی با گرمای مطبوع و آفتابی درخشان تصور می کند که می تواند در تمام مدت عمر در آنجا حمام آفتاب بگیرد . به همین منوال , هر فردی از بهشت تصوری متناسب با محیط زندگی خویش دارد و وجود آن را در ذهن خود مجسم می نماید.
ارواح در تماس های روحی در مورد نحوه زیستن , طرز کار کردن و معیشت , نحوه تهیه غذا , خوردن و آشامیدن , لباس پوشیدن , مسکن و ... اطلاعات زیادی را از جهان سوم در اختیار اشخاص گذاشته اند.
در مباحث و نوشته های قبلی , در مورد قدرت های ذاتی افراد , مطالبی بیان گردید . یکی از این قدرتها یا انرژی های نهان , قدرت اکتوپلاسمی آنها است که از طرف خداوند متعال به بشر عطا گردیده است . این عنصر روحی در کلیه افراد به نسبت های متفاوتی وجود دارد و این نیرو , ساده ترین عنصری است که قابل استفاده به وسیله ارواح در مواقع تاثیر گذاری عقل بر ماده می باشد . در اثر تاثیرگذاری عقل بر ماده , تطابق فرکانس های امواج , بسیار با اهمیت است , زیرا در صورتی که فرکانس های موج عقل به طور کامل بر ماده انطباق یابد , عقل خواهد توامست ماده را به هر شکلی که بخواهد تبدیل کند یا تغییراتی در آن بوجود آورد و حتی آن ماده را جابجا نماید.
در عوالم اثیری , امواج کاملا منطبق بر ارتعاشات عقل است و در چنین شرایطی ارواح می توانند با تاثیر گذاری بر محیط خود به کلیه خواست و نیازشان دست یابند. تاثیرگذاری و تاثیرپذیری عقل از ماده و ماده از عقل , به نسبت تکامل و رشد عقلی ارواح افزایش می یابد و هرچه روحی در طبقه بالاتر جهان های روحی قرار گرفته باشد , به همان نسبت هم می تواند بر محیط خود تاثیرات عالی تر و مهمتری بگذارد . ارواح با استفاده از همین قدرت عقلی است که می توانند برای زندگی خود , بناهایی را به نسبت تعالی روحی خویش خلق کنند و یا در اثر عدم نیاز آن بناها را به اثیر عالم تبدیل نمایند.
اکثر ارواح در مواقع تماس اظهار می دارند که در عوالم روحی زندگی آسوده و آرامی دارند , منزل دلخواه را بنا به سلیقه و قدرت عقلی خود ساخته اند . در بین آنها بعضی ارواح هم یافت می شوند(البته در طبقات پائین تر ) که اظهار می نمایند , منزل باب میل و دلخواه خود ندارند و در حسرت منزلی آرام می باشند. ارواح منازل خود و محیط اطراف آن را با استفاده از قدرت عقل بر ماده اثیری برپا می کنند و به نحو دلخواه و در حد تکامل و مقدورات عقلی خویش آن را به شکل زیبائی زینت می دهند. پس از ساختن بنا , اطراف و باغچه های منزل را با زیبا ترین گل های دلخواه که هرگز پژمرده نمی شوند و درختان میوه مورد علاقه خود که همیشه بر شاخه هایشان میوه و گل دارند , زینت می دهند.
این ساختمان ها طوری ساخته می شوند که عطر گل ها در فضای آن استشمام می شود و هرچه درجه تعالی ارواح بالاتر می رود , در ساختن خانه و تزئین آن , ظرافت های بیشتری بکار برده می شود . ساختن بنا ها , همراه با مشکلاتی شبیه آنچه در زمین است نمی باشد , بلکه هر زمان که روحی تصمیم بگیرد ساختمانی بسازد, کافی است شکل و ترکیب ساختمان را , در ذهن خود طراحی کند , آنگاه اراده بر ساختن آن در نقطه مورد نظرش بنماید , سپس خواست ذهنی وی در همانجا و به همان شکل به وجود می آید و ساختمان در مدت بسیار کوتاهی قابل استفاده می گردد. تزئینات داخلی ساختمان هم به همین کیفیت توسط روح و در زمان بسیار کوتاه و مطابق با سلیقه او تکمیل و تزئین می شود.
وقتی روحی از طبقه ای به طبقه ای دیگر ارتقاء می یابد , او با نیروی عقل خود می تواند تمام آنخانه و وسائل و تزئیناتی را که ساخته بود , مجددا به اثیر همان طبقه تبدیل نماید و در طبقه جدیدی که انتقال یافته است , با استفاده از اثیر آن طبقه , خانه ای نو و بهتر برای خود بنا کند.
در جهان سوم روحی , ساختمان ها دارای شکل و ابعاد و رنگ های گوناگونی هستند . این گوناگونی ها فقط در این جهان وجود دارند و در سایر جهان ها به چشم نمی خورند و در این مورد ارواح دلائل آن را بشرح زیر بیان می نمایند.
1- ارواحی که پس از تحمل مرارت و سختی های فراوان , از جهان اول و یا دوم به طبقه اول جهان سوم می رسند , به داشتن هر نوع محل زیستی قناعت می نمایند , زیرا در جهان های قبلی , از استقلال معیشت و آرامشی برخوردار نبوده اند . این ارواح در حد تکامل و فکر و عقل خود مبادرت به ساختن منازلی محقر می کنند و از این که توانسته اند به سطح جهان سوم دست یابند , از خدای خود سپاسگذارند و احساس آرامش بسیار خوبی می نمایند.
2- ارواحی که پس از مرگ جسم مادی زمینی , وارد بهشت می شوند و دارای تکامل عقلی مطلق نیستند , در آنها هنوز اثرات ماده دوستی و ماده گرائی و وابستگی های منتسب به ماده وجود دارد , لذا به همین دلیل هم در آنجا سعی می کنند منزل بهتری از دیگران داشته باشند و این عمل آنها یکی از دلائل متنوع بودن شکل و رنگ ساختمان ها در بهشت است.
3- ارواح تا زمانی که ثقل مادی خود را به طور کامل از دست ندهند , به طریقی به تجمل پرستی گرایش دارند , ولی از زمانی که خود را به جهان چهارم می رسانند , از آن پس دگرگونی و تغییر ناگهانی عجیبی در کردار و رفتار آنها به وجود می آید و از آن پس , به فکر تجمل و زیبا سازی و امور ظاهری بر نمی آیند , بلکه نمام فکر و ذکرشان متوجه کسب قدرت و انرژی بیشتری برای رسیدن به قدرت اصلی , یعنی جهان هفتم روحی می شود , لذا این ارواح مترقی , سعی می کنند هرچه زودتر هر نوع ثقل و سنگینی ای را که از تعلقات مادی دارند , از خود دور سازند تا هرچه بیشتر بتوانند سبک شوند و قابل صعود به مراحل بالاتر خلقت گردند.
منازلی را که ارواح در جهان های روحی می سازند , دارای اختلافات زیادی با جهان های مادی است , فرضا در آنها مکان های مانند آشپزخانه و نهارخوری و توالت و ... دیده نمی شود.
نحوه غذا خوردن و بهره گیری از مواد خوراکی , در عوالم روحی , به گونه ای که بشر زنده از آن استفاده می کند , نیست , چون ارواح به هنگام نیاز به غذاهای گوناگون , از مزه و طعم و بوی اثیری آن غذا در حد نیاز استفاده می کنند و غذا را به صورت موادی حجیم نمی خورند . مثلا سیبی را از درخت می چینند و در دهان می جوند و می بلعند , ولی چیزی وارد معده آنها نمی شود , بلکع سیب جویده شده , مجددا وارد اثیر جهان سوم می شود.
در بعضی ساختمان ها یک اتاق یا قسمتی از ساختمان را ؛ به محل عبادت اختصاص می دهند که ارواح برای عبادت و نیایش در آنجا با خدای خویش راز و نیاز می نمایند . در جهان های دیگر عموما چنین محلی مشاهده نمی شود . وقتی که در مورد وجود این اطاق در برخی از ساختمان های روحی از ارواح سئوال می شود , آنها اظهار می دارند , هدف از نیایش به درگاه خداوند این است که
اولا : از لطف و مرحمت و نعمت های خداوندی سپاسگذاری نمائیم .
ثانیا: خداوند به آنها سعادتی بیشتر عنایت فرماید تا بتوانند هرچه زودتر تکامل روحی را در همان جهان ادامه دهند و از بهشت پائین نجات پیدا کرده و به بهشت علیا یا به جهان چهارم روحی که به مراتب جذابتر از بهشت است قدم بگذارند.
ارواح تا رسیدن به طبقه نهم جهان سوم , از آینده خود بی اطلاع هستند و همیشه از این حقیقت نگرانند که مبادا به دلایلی , جهت تکامل , مجددا به یکی از جهان های ماده انتقال یابند.
منازل ارواح معمولا از یکدیگر فاصله دارند و در اطراف ساختمان , محوطه بازی که باغچه های پر از گل , درختان میوه , جویهای آب جاری , استخر و آب نما و وسائل تفریحی و سرگرمی اختصاص یافته , دیده می شود . میز و صندلی و نیمکت هائی را در کنار جوی های آب در زیر درختان میوه یا کنار استخر گذاشته اند که ارواح اغلب با یاران موافق در آنجا به استراحت و گفتگو می پردازند.
ارواح در بهشت معمولا به صورت اجتماعی زندگی می کنند و شهر های فراوانی هم در طبقات مختلف جهان سوم وجود دارند . در اغلب این شهر ها ساختمان های بلند و سر به فلک کشیده ای وجود دارند که اکثر این محل ها , جهت رفع احتیاجات و تبادل اطلاعات و معلومات عوالم روحی بکار گرفته می شوند . ارواح تمام مایحتاج خود را از مغازه های فراوان و مختلف تهیه می کنند و بهای آن را به صورت بذل محبت می پردازند . این عمل برای فروشنده کالا امتیاز زیادی ببار می آورد و جمع شدن این امتیازات باعث ترقی آنها به طبقات بالاتر می گردد.
زندگی در شهر ها به صورت عشیره های متجانس روحی است , یعنی کلیه ارواحی که از نظر عقلی تقریبا در یک سطح قرار دارند , در محل هایی مانند یک شهر یا شهرک , گرد هم جمع می شوند . در تمام شهرها مراکزی جهت تحصیل علوم مختلف وجود دارد . بیشتر علومی که در این مراکز تدریس می شوند , مربوط به علوم الهی , سماوات , کائنات , وجود خداوند یا عقل کل عالم هستی است . ارواح آنچه را که از تدریس استاد در می یابند , در عقل خود جای می دهند , زیرا در آنها مراکز ناخودآگاهی وجود ندارد که باعث فراموشی بعضی مطالب از ضمیر آگاه آنها شود و در ضمیر ناخودآگاه جای گیرد.
ارواح اکثرا ساختمان های مسکونی خود را یک طبقه بنا می کنند و در عوالم روحی , وسیله نقلیه برای رفت و آمد وجود ندارد , زیرا در آنجا نقل و انتقال احتیاج به زمان و مکان و وسیله بخصوصی نیست و هرگاه ارواح تصمیم بگیرند از محلی به محلی دیگر بروند , با استفاده از امواج اثیری , در یک لحظه خود را در محل جدید خواهند یافت.
ارواح خستگی ناپذیرند و احتیاج به استراحت و خوابیدن ندارند , ولی دوست دارند پس از مراجعت از مشاغل یا تحصیلات خود , در محلی خاص , تجدید قوا کرده و سیاله های روحی خویش را تقویت بنمایند و نیازهای شخصی خود را بر طرف سازند.
از نظز تغذیه , غذاهایی را که ارواح در منازل خود تهیه می کنند , مانند غذای زمینی ها نیست , زیرا در عالم روحی فقط جهت لذت بردن است نه برای کسب انرژی و رشد جسمی . ارواح غذای خود را از اثیر عالم و از طریق تاثیر عقل بر ماده سریعا تهیه می کنند. در زمان تهیه غذا ارواح ابتدا غذای خود را در ذهن خویش مجسم می کنند , سپس توسط عقل آنها را به وجود می آورند . بدین جهت هر غذایی را می توانند بدون محدودیت و به حد وفور میل کنند( لذت بردن از غذا از خواستن آن غذا شروع و پس از دیدن , بوئیدن , جویدن و بلعیدن خاتمه می یابد).
منظور از کار و کوشش در جهان های روحی , کسب امتیاز برای تعالی و تکامل است , وگرنه ارواح برای امرار معاش , نیازی به کار کردن ندارند . کار و کوشش در عوالم روحی باعث می گردد تا عقل آنها در حین کار و رویاروئی با مشکلات آن , فضیلت و تعالی بیشتری پیدا کند . همچنین جهد در دستیابی به علم بیشتر و بالا بردن شناخت , یکی دیگر از عواملی است که تکامل روحی را تسریع می نماید. یکی از این آموزش ها که مشابه آن در زمین خیلی کم به چشم می خورد , نحوه گسترش نیروی عقلانی و چگونگی دست یافتن به عقل کملتر می باشد . این آموزش در موسسات عالی و توسط استادان مخصوص تعلیم داده می شود. یکی دیگر از مراکز آموزشی مهم جهان سوم روحی , محلی است که آموزش و نگهداری و پرورش کودکان را بر عهده دارد , چون این ارواح , پس از فراغت از تحصیل , به مرکز نگهداری و پرورش کودکان اعزام می گردند و در آنجا خدمت می کنند , در این محل ها معمولا دو گروه از اطفال نگهداری می شوند.
1- کودکانی که از زمان انعقاد نطفه تا رسیدن به سن رشد عقلی فوت کرده اند.
2- کودکانی که در جهان سوم روحی متولد می شوند.
یکی دیگر از مراکز آموزشی مهمی که در جهان سوم روحی وجود دارد موسسات تدریس علوم روح درمانی است , زیرا بسیاری از ارواح پس از انتقال به جهان روحی , بیماری های روحی و روانی زمان حیات زمینی را هم با خود به جهان اثیری می برند . مثلا فرد دیوانه , تا مدت ها همان حالت زمینی قبل از مرگ خود را در عالم اثیری دارا می باشد , تا اینکه کم کم و به کمک روح درمان های عوالم روحی , به عقل قبل از دیوانه شدن دست یابد و بعدا مداوا گردد. اگر در عوالم روحی , فرد دیوانه ای فوری به عقل آید و به صورت عاقلی تبدیل شود , این دگرگونی سریع , مسلما او را به نوعی دیگر از دیوانگی می کشاند , چون فردی که مدتها و یک عمر دیوانه بوده است فورا نمی تواند تغییر حالت روحی دهد و به حالت عادی بازگردد.
یکی دیگر از مشاغل عمده ای که در جهان سوم روحی وجود دارد , روح نگهبان یا همان فرشته نگهبان شدن جهت نسل افراد بشر است و ارواح نگهبان در این شغل , فقط مسئولیت حفظ و نگهداری افراد بشر را , طبق دستورات صادره از عوالم روحی , از سوانح و خطرات و اتفاقاتی که جزو سرنوشت آن افراد است, بعهده دارند و تا زمان فرارسیدن مرگ , اجازه نمی دهند که اتفاقات روزگار و ناملایمات و ... آنها را از پای در آورد و در صورتی که این ارواح بتوانند به وظایف خود به طور کامل بپردازند , پس از اندکی صاحب امتیازاتی از سوی نیروهای الهی می شوند و در جهان های روحی به طبقات بالاتری صعود می نمایند.

منبع : کتاب کلیات علوم روحی

شنبه، 7 شهريور ماه ، 1388 بازدید:278 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 278 بار بازديد شده

اکتوپلاسم چیست؟
داستان و مسائل ارواح و

اکتوپلاسم  www.bia11.com

اکتوپلاسم چیست؟

اکثر دانشمندان درباره زندگی وحالتهای مختلف بشر بررسی کرده اند , تنها توانسته اند بخش کوچکی از جسم ماده وی را بشناسند و به کشفیات ناچیزی هم در این مورد نائل آیند , به طور کلی در این بررسی ها و تحقیقات انجام شده از عناصر تشکیل دهنده وجود ذاتی بشر , بجز تعداری سلول و مواد معدنی و... تا کنون پیشرفت چشمگیری حاصل نشده است . و دانشمندان کمی هم درباره جسم اثیری و یا روح که جزء اصلی حیات مادی هستند , به پژوهش هایی پرداخته اند.
iاز جمله ناشناخته های جسم اثیری و روح که با کالبد شخص ارتباط مستقیم دارد ماده ای است بنام اکتوپلاسم که اخیرا دانشمندان روح شناس به وجود آن در زمان خواب های روحی ومدیومی پی برده اند و توانسته اند با دوربین های ویژه , از این ماده در زمان خروج از بدن مدیوم های روحی , در جلسات تماس با ارواح , عکس برداری کنند و حتی آنرا تجزیه نمایند.
اکتوپلاسم ماده ای است به شکل بخار یا دود , به رنگ های سفید تا دودی مایل به فیلی , که در زمان خواب های روحی , از قسمت های مختلف جسم مدیوم (گوش , دهان , بینی) بیرون می آید و این مواد , به وسیله دستگاههای عکاسی مادون قرمز و ماوراء بنفش قابل دیدن و عکسبرداری است . البته باید توجه داشت که دیدن این ماده با چشم معمولی گاهی امکانپذیر است و چنانچه از دستگاههای یاد شده استفاده شود به مراتب واضح و روشن تر دیده می شود , ضمن اینکه افراد نادری که مدیوم های بینای خوبی هستند می توانند با چشم تن این ماده را بطور کامل رویت کنند.
این ماده در جلسات روحی تجسدی از سوراخ های بینی و دهان و گوش یا برخی از قسمت های منافذ بدن و قسمت های دیگر خارج می شود که ارواح می توانند با استفاده از وجود اکتوپلاسم های مدیوم ] به خود شکل جسم مادی داده تا همگان آنها را روئیت کنند. چنانچه در جلسات تماس قصد ارواح تجسد نبوده و تنها هدف آنها نمایش دادن پدیده های روحی باشد , مقدار خروج اکتوپلاسم از بدن مدیوم یا وسیط کمتر خواهد بود و گاهی توسط مدیوم های متوسط هم می توان تحرکات روحی را مشاهده کرد.
ماده اکتوپلاسم از پلاسمای خون افراد بشر که مایع رقیق و بی رنگ است سرچشمه گرفته و منبع اصلی آن را خون تشکیل می دهد و هرچه رنگ این عنصر روشن و شفاف تر باشد , به همان نسبت هم قدرت مدیومی بیشتر بوده و در نتیجه پدیده های روحی قوی و مناسب تری در جلسات روحی مشاهده خواهند شد.
ارواح با استفاده از این ماده می توانند در جلسات روحی تجسد یافته و به روح و تنپوش خود شکل مادی دهند , یعنی جسم اثیری با قدرت گرفتن از اکتوپلاسم , حیات مادی به خود گرفته و قابل دید و حتی لمس می شود . این بدن کاملا مانند جسم یک انسان زنده , سفت و محکم و دارای قدرت جسمی و تکلم و حرکت خواهد بود . خروج و رویت اکتوپلاسم در تاریکی و یا نورهای بسیار کم امکانپذیر است و پس از پایان جلسه جلسات تجسدی , مجددا اکتوپلاسم جذب بدن مدیوم می شود . چنانچه در مواقعی که مدیوم در محل خود قرار دارد , خروج اکتوپلاسم برابر دستورات هادی جلسه درست انجام شود آنگاه هیچگونه آسیبی به مدیوم وارد نخواهد شد . ولی اگر پیش از خاتمه جلسه روحی اشتباهی در آنجا رخ دهد , فرضا در اواخر جلسه چراغهای محل برقراری تماس به طور ناگهان روشن شوند و یا افراد جلسه با هیاهوی زیادی باعث ناراحتی مدیوم گردند , در این حالت ها جذب پلاسما به کندی صورت می گیرد و این امر باعث ناراحتی مدیومی می شود که هنوز در خواب است . به همین دلیل است که روشن کردن چراغ ها تا پایان جلسه نباید انجام گیرد , زیرا در چنین حالتی مدیوم پس از بیداری دچار تشنج و تهوع می شود که هادی جلسه باید با خونسردی , اطراف او را کنار بزند و مقداری شربت قند غلیظ به او بخوراند و پس از گذشت چند دقیقه دیگر , مدیوم حالت عادی خود را باز خواهد یافت.
از جنس و چگونگی بوجود آمدن و خروج اکتوپلاسم از بدن و جذب مجدد آن , هنوز آگاهی دقیقی در دست نیست , ولی دانشمندان , مواد اکتوپلاسم را در آزمایشگاه های مختلف مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که برخی از مواد تشکیل دهنده آن از کلرید سدیم و فسفات کلسیم است.
وجود مدیوم و قدرت وی در ایجاد نوع اکتوپلاسم مورد نیاز ارواح در تجسد روحی , نقش بزرگ و به سزایی را دارا می باشد و به طور کلی , کسب موفقیت در هر یک از مجالس روحی بستگی به شرایطی دارد که قبلا در محل تدارک دیده شده است , ارواح برای تجسد یافتن تنها از اکتوپلاسمی که به وسیله مدیوم بوجود می آید استفاده نمی کنند . بلکه از سیالات حضار که در جلسات روحی پراکنده می شوند نیز برای تجسد بهره می گیرند , لذا ترکیب اکتوپلاسم و سیالاتی را که ارواح به نسبت دلخواه با هم مخلوط می کنند , قابل استفاده برای تجسد ارواح می باشد.در اصطلاح علم روحی این ماده را تلی پلاسم می نامند , یعنی در کل , این ماده اخیر است که تجسد را بوجود می آورد و به همین دلیل هم لازم است که نسبت معتقدین به وجود و بقای روح در جلسات می بایست زیادتر از افراد عادی یا منفی ها باشند . چون سیالات مثبتی که در جلسات وجود دارند در تجسدات روحی رل بسیار مهمی دارند.
بعضی از تجسدات در جلسات روحی به قدر واضح است که همان وهله اول , ارواح تجسد یافته خوب شناخته می شوند و در چنین حالاتی مشاهده شده که هیچگونه تغییرات ظاهری و شخصیتی در جسم تجسد یافته بوجود نیامده است . ارواحی که در جلسات روحی حاضر می شوند اکثریت قریب به اتفاق آنها پوشیده و با لباس هستند. این لباس ها شکل لباس هایی است که ارواح در زمان حیات مادی خود بیشتر از آنها استفاده می کرده اند.
دانشمندان روح شناس دنیا اکثرا بر این باورند که تمام اجسام و گیاهان و حیوانات و یا نسل بشر , دارای دو شکل , که یکی از آنها مادی و دیگری اثیری است می باشند و به همین دلیل هم ارواح در جلسات روحی با همان لباس های خود که قبل از مرگ استفاده می کرده اند ظاهر می شوند . زیرا ارواح می توانند هر عنصری را با نیروی عقل (اثر عقل بر ماده) به وجود آورند و از آن استفاده کنند.
لباس اکثر ارواحی که در جلسات روحی تجسد می یابند به رنگهای گوناگون است و لباس بانوان بیشتر تور حریری است که تمام بدن آنها را پوشانیده و کلاهی از همان جنس بر سر می کشند و در زمان ختم جلسات لباس آنها آخرین قسمتی است که از انظار ناپدید می شوند . برخی از هادی ها در جلسات روحی توانسته اند با اجازه خود ارواح , تکه ای از لباس آنها را بریده و در آزمایشگاهها به تجزیه آن بپردازند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که لباس ارواح از همان جنس اکتوپلاسم است.
در جلسه ای از روح حاضر سوال شد آیا اجسم پس از نابودی در جهان روحی دارای شکل مخصوصی هستند . در پاسخ گفت بله اجسام پس از نابودی و از بین رفتن شکل ظاهری حالت اثیری خود را حفظ می کنند, چون هر عنصری دارای خصوصیات مربوط به خود است فرضا اگر شیوی بسوزد به خاکستر و گرما و دود تبدیل می شود و ظاهرا آن شی از بین می رود ولی در کل همان شکل اولیه او به صورت اثیری با تبدیل جدید در عالم خلقت خواهد ماند.

شنبه، 7 شهريور ماه ، 1388 بازدید:477 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 477 بار بازديد شده

افشاگری انگلیسی ها در مورد آدم فضایی ها ufo
داستان و مسائل ارواح و

افشاگری انگلیسی ها در مورد آدم فضایی ها ufo  www.bia11.com

افشاگری انگلیسی ها در مورد آدم فضایی ها ufo 

وزات دفاع انگلیس پرونده‌های مربوط به مشاهده "اشیای ناشناس پرنده" یا "یوفو‌ها" UFO را که سابقه آنها به دهه 1970 بازمی‌گردد، منتشر کرده است. به گزارش خبرگزاری‌ها وزارت دفاع انگلیس چهارشنبه 14 مه (25 اردیبهشت) این پرونده‌ها را به عنوان بخشی از یک طرح چهارساله برای انتقال همه اسناد مربوط به یوفوها به بایگانی‌های‌ ملی این کشور انجام داده است تا افراد علاقمند بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. این اسناد شامل صدها گزارش پلیس از اظهارات شاهدانی از شمال تا جنوب انگلیس است که نورها و اشیای عجیب در آسمان دیده‌اند. پرونده‌هایی که در این مرحله علنی شده‌اند سال‌هایی 1978 تا 1987 را در برمی‌گیرند. بقیه این اسناد که مربوط به دهه 1950 و سال‌های اخیر می‌شوند، بعدا منتشر خواهند شد. این پرونده‌‌ها که در حال حاضر در صفحه مربوط به یوفو در وب‌سایت بایگانی‌های ملی قرار داده شده‌اند، از گزارش‌های عجیب و غریب تا موارد اسرارآمیز و غیرقابل‌توضیح را دربرمی‌گیرند. در یکی از این موارد مرد سالمندی مدعی شده بود که موجودات بیگانه فضایی که کاملا سبزپوش بودند او را با سفینه‌شان به گردش برده‌اند و نهایتا به خاطر سنش از دزیدن او منصرف شده‌اند. اما گزارش‌های معتبرتری هم در میان این اسناد وجود دارد. از جمله گزارش ماموران یک برج مراقبت در فرودگاهی در ساحل شرقی انگلیس در ساعت 4 بعدازظهر 19 آوریل 1984 در مورد یک پدیده هوایی غیرمعمول. با اینکه این ماموران آدم‌های حرفه‌ای باتجربه و آرامی بودند؛ اما آنها آنقدر نگران از دست دادن شغل‌های‌شان بودند که تقاضا کردند که نام‌های‌شان از گزارش رسمی حذف شود. آنها می‌دانستند که هیچکس ادعای آنها در این باره باور نخواهد کرد که یک شیء پرنده ناشناس در فرودگاهی در شرق انگلیس که آنها وظیفه نظارت بر آن را به عهده داشتند، مدتی کوتاه به زمین نشسته است، سپس با سرعت فراوان دوباره به پرواز درآمده است. این افراد که بیش از 8 سال تجربه کاری داشتند، توصیف کرده‌اند که چگونه در حال راهنمایی هواپیماهای کوچک برای فرود بر روی باند شماره 22 بوده‌اند که یک شیء با نور درخشان برخوردند که که بدون اجازه به یک باند دیگر نزدیک می‌شد. به گفته یکی از ماموران برج مراقبت این شیء با سرعت زیاد نزدیک شده بود، تماس مختصری با باند شماره 27 برقرار کرده و بعد با سرعتی فوق‌‌العاده با زاویه تقریبا عمودی دور شده بود. این واقعه یکی از معدود مواردی است که توضیح‌داده نشده باقی ماند. این پرونده‌ها نشان می‌دهد که شاهدان انواعی از نورهای نارنجی، قرمز، سفید و سبز به اشکال مختلف لوزی، مربع یا میله‌اس شکل را به پلیس انگلیس گزارش کرده‌اند که یک پرسشنامه 16 سوالی استاندارد برای موارد مشاهد اشیای پرنده ناشناس دارد. کارشناسان می‌گویند اغلب موارد گزارش اشیای ناشناس پرنده به چراغ‌های هواپیماها، ستاره‌ها و سیاره‌های درخشان، ماهواره‌ها، شهابسنگ‌ها، سفینه‌های فضایی و مانند اینها مربوط می شود و قابل توضیح هستند. به گفته کارشناسان این پرونده‌ها بیانگر رویکرد عملگرایانه وزارت دفاع انگلیس به گزارش‌ها در مورد یوفوها است. از دیدگاه دولت انگلیس این یوفوها تنها به این علت ارزش بررسی داشتند. که ممکن بود تهدیدی برای امنیت ملی باشند و هنگامی که مشخص می‌شد که آنها هواپیماهای دشمن نیستند، دیگر کسی به دنبال کردن قضیه علاقه‌ای نشان نمیداد!

شنبه، 31 مرداد ماه ، 1388 بازدید:314 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 314 بار بازديد شده

داستان اسمی
داستان و مسائل ارواح و

arvah ghost ارواح روح جن

داستان اسمی

شب كريسمس بود و ما چهارده نفر بوديم. شام مفصلي خورده و همگي مشتاق بازي و تفريح بوديم
همه به غير از جكسون موافق بوديم فرياد شوق و موافقت از هر طرف بالا رفت البته جكسون هم ادمي نبود كه بازي را رد كند.
از او پرسيديم كه ايا حال او خوبست و او در جواب پاسخ داد كاملا خوبم متشكرمو سپس با لبخند تصنعي كه مخالفتش را نرم تر نشان ميداد اضافه كرد ولي من قايم باشك بازي نمي كنم
يكي از بچه ها از او پرسيد اخر براي چه؟ جكسون لحظه اي مكث كرد و سپس جواب داد من گاهي اوقات به خانه اي كه دختري در ان كشته شده بود مي رفتم و انجا مي ماندم ان دختر انجا را خوب نميشناخت. در ان خانه دري بود كه به پلكان خدمتكاران باز ميشد. يك روز كه ان دختر مشغول بازي قايم باشك بوده و همه بدنبال او مي گشتند چون فكر مي كرده ان در به اتاق خواب باز ميشود انرا باز مي كند تا در اتاق مخفي شود كه متاسفانه به پايين پلكان پرت ميشود و گدنش مي شكند و مي ميرد
ما همگي ساكت بوديم. خانم فرنلي گفت اه چقدر وحشتناك ايا شما هنگام حادثه انجا بوديد جكسون سرش را با تاسف تكان داد و گفت : نه ولي وقتي من انجا بودم اتفاق ديگري افتاد به مراتب بدتر! جكسون لحظه اي مكث كرد و سپس گفت من نمي دانم كه ايا هيچكدام از شما تا به حال اسمي بازي كرده است يا نه اين بازي از قايم باشك بهتر است و معني ان من هستم مي باشد شايد دوست داشته باشيد به جاي قايم باشك انرا بازي كنيم
پس اجازه دهيد قوانين انرا براي شما بگويم به هر بازيكن يك برگه كاغذ داده ميشود كه همه به غير از يكي كه روي ان نوشته اسمي سفيد هستند
هيچ كس به غير از كسي كه برگه اسمي دارد نمي داند اسمي كيست چراغها را خاموش مي كنند و اسمي از اتاق خارج ميشود تا مخفي شود چندي بعد بقيه هم خارج ميشوند و به دنبال اسمي مي گردندولي انها نمي دانند دنبال چه كسي مي گردند وقتي يكي از بازي كنان ديگري را مي بيند به او مي گويد اسمي اگر ان بازيكن اسمي نباشد به او پاسخ ميدهد اسمي وبا هم به دنبال اسمي مي گردند ولي اگر اسمي واقعي او باشد  نبايد پاسخ دهد و فرد مي فهمد كه اسمي را پيدا كرده و بي صدا در كنار او مي نشيند و وقتي نفر سومي هم انها را پيدا كرد در كنا ر انها مي نشيند و همينطور تا اخر اخرين نفري كه اسمي راپيدا كند بايد جريمه بدهد
جكسون در ادامه گفت اين بازي خيلي مهيج و سر گرم كننده است و در يك خانه بزرگ مثل اينجا مدتها طول مي كشد تا اسمي پيدا شود ولي من دوست ندارم بازي كنم و حاضرم همين الان جريمه ام را بپردازم وبازي نكنم
من گفتم بازي جالبي به نظر مي رسد ايا خودت تا به حال انرا انجام داده اي
جكسون گفت البته من انرا در خانه دختري كه گردنش شكست بازي كرده ام
من پرسيدم ايا ان دختر هم انجا بود جكسون لحظه اي مكث كرد و گفت: من نمي دانم كه او انجا بود يا نه ولي فكر كنم انجا بود من مطمئنم كه ما سيزده نفر بوديم كه بازي مي كرديم ولي فقط دوازده نفر در خانه بودند. من اسم دختر را نمي دانستم براي همين وقتي در تاريكي اسمش را شنيدم اصلا نگران نشدم ولي بايد بگويم كه من ديگر هيچگاه چنين بازي را نمي كنم چون همان بار كه بازي كردم اعصابم براي مدتي مديد متشنج شده بود بنابراين حالا ترجيح ميدهم جريمه ام را بپردازم
همه به او خيره شده بوديم حرفهايش براي ما معني و مفهومي نداشت
يكي از ما گفت كه به جاي پرداخت جريمه داستانت را براي ما تعريف كن. جكسون در پاسخ گفت باشد برايتان خواهم گفت....

بقیه داستان در ادامه مطلب(بسیار جالب)

سه شنبه، 27 مرداد ماه ، 1388 بازدید:295 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 295 بار بازديد شده

خدا چگونه آفريد؟
داستان و مسائل ارواح و

خدا چگونه آفريد؟ bia11.com

خدا چگونه آفريد؟

در نگاه عارفان و حکيمان مسلمان، کلّ عالم خلقت چيزي نيست جز ظهور اراده فعلي خداوند متعال. البته توضيح اين حقيقت، با شيوه ي فلسفي براي افراد غير متخصّص در فلسفه، کار بسيار دشواري است؛ امّا از آنجا که فرموده اند:«مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَف رَبّه؛ هر که خود را شناخت به يقين ربّ خود را شناخت.»، براي نزديک نمودن اين حقيقت متعالي به ذهن مخاطب نا آشنا با فلسفه، مي توان گفت: نسبت اراده خداوند متعال به موجودات عالم خلقت تا حدودي مثل نسبت اراده انسان به صور خيالي اوست. انسان زماني که مي خواهد صورتي خيالي را ايجاد نمايد آن را اراده مي کند؛ و اراده کردن او همان و پديدار شدن آن صورت خيالي همان. اراده نمودن فعل انسان است؛ و آن صورت خيالي ايجاد شده با اراده، چيزي نيست جز ظهور و تجلّي اراده. يعني آن صور خيالي از عدمستان نيامده اند، بلکه کمالات وجودي خود اراده است که در مرتبه پايين تري از وجود به آن صورت متجلّي شده است. لذا آن صور خيالي، ظهور کمالات وجودي اراده، و به نحو اولي ظهور کمالات وجودي ذات آدمي هستند؛ چرا که خود اراده، يکي ظهورات ذات انسان است.

بنابراين، صور خيالي انسان ظهور اراده او، و در مرتبه بالاتر، ظهور کمالات ذاتي او هستند؛ ولي در عين حال، خودِ اراده هم نيستند. براي مثال صورت خيالي يک سيب يا اژدها عين اراده انسان نيست امّا حقيقت آنها چيزي جز اراده هم نيست. لذا به محض اينکه انسان اراده خود را از آن صور برگيرد، ناپديد مي شوند. امّا اگر انسان دوباره همان صور را اراده نمايد باز به همان صورت اوّل ظاهر مي شوند.

خود اراده موجودي غير مادّي، بي شکل، بي رنگ و فاقدِ اندازه است؛ امّا آنگاه که انسان اراده مي کند کمالات وجودي اراده، در مرتبه پايين تري از وجود، به صورت موجودات شکل دار و رنگ دار ظاهر مي شوند؛ ولي آنگاه که انسان اراده خود را برگرفت آن صور نابود(معدوم) نمي شوند، بلکه به مرتبه بالاتر خود بازگشته با حقيقت اراده متّحد مي شوند. به عبارت ديگر، صور خيالي انسان، از مرتبه بطون خود، که همان اراده است، به مرتبه ظهور تنزّل يافته و دوباره به مرتبه بطون خود باز مي گردند. لذا زبان حال صور خيالي انسان اين است که:« ما از اراده آمده ايم و به سوي او باز مي گرديم.»

صور خيالي، در افراد عادي همواره در ظرف خيالند و به عالم خارج راه نمي يابند؛ امّا اين بدان معنا نيست که ظهور خارجي آنها محال است . در افراد داراي نفوس قوي مثل انبياء، اولياي الهي و عرفاي ربّاني، اين صور، حتّي در خارج از ذهن نيز توان موجود شدن دارند. حکيم الهي ملاصدراي شيرازي در اين باره فرموده است:«بعضي از بزرگان عرفان گفته اند: هر انساني قادر است با قوّه وهم خود در قوّه خيالش اموري را پديد آورد که وجود خارجي ندارند. امّا عارف با قوّت همّت خود مي تواند موجوداتي را در عالم خارج نيز ظاهر نمايد؛ لکن تا زماني که عارف از آن موجودات غافل نشده آنها در عالم خارج موجود خواهند بود ولي به محض اينکه از آنها غفلت کند معدوم مي شوند.» (الشواهد الربوبية،ص 264، الإشراق الأول).

اراده فعلي خداوند متعال نيز تقريباً به همين صورت تجّلي نموده به صورت عالم خلقت ظاهر شده است. لکن براي خدا ذهن و خيال و غفلت و امثال اين امور معني ندارد. او يک اراده ازلي کرده و با آن يک اراده کلّ هستي را از صبح ازل تا شام ابد يکجا پديدار ساخته است. لذا خداوند متعال فرمود: «إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْ ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛ وقتى چيزى را اراده مى كنيم، فقط به آن مى گوييم:موجود شو! بلافاصله موجود مى شود» (النحل:40) و فرمود: «إِنَّا كُلَّ شَيْ ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ × وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ؛ همانا ما هر چيز را به اندازه آفريديم. و امر ما يكي بيش نيست، همچون يك چشم بر هم زدن.» (القمر: 49، 50)

البته بايد توجّه داشت که اراده انسان براي اينکه به صورت شکلي خيالي و ذهني تجلّي نمايد مستقيماً به آن صورتها ظاهر نمي شود بلکه مراحلي را طي نموده، مرتبه مرتبه در مراتب وجود پايين مي آيد تا به صورت اشکال و صور خيالي و ذهني ظاهر شود. به عنوان مثال براي اينکه انسان بتواند صورت ذهني کوه طلا را در ذهن خود ايجاد نمايد ابتدا اراده انسان به قالب صورت عقلي کوه (مفهوم عقلي کوه) و صورت عقلي طلا (مفهوم عقلي طلا) ظهور مي يابد که هيچکدام داراي شکل و رنگ و اندازه نيستند؛ آنگاه هر کدام از آن صور عقلي از مرتبه صورت عقلي تنزّل يافته در قوّه ي متخيله شکل پيدا کرده با هم ترکيب مي شوند و سر آخر، در قوّه خيال به صورت کوه طلا ظاهر مي شوند. اراده الهي نيز از ابتدا به صورت موجودات مادّي ظاهر نمي شود؛ بلکه ابتدا به صورت موجودات غيرمادّي خاصّي که فاقد هرگونه شکل و رنگ و اندازه هستند تجلّي مي کند که اين موجودات را عقول مجرّده يا حقايق جبروتي يا ملائک مهيمنه مي نامند. آنگاه اراده حقّ تعالي از اين مرتبه از وجود نيز تنزّل يافته به صورت موجودات غير مادّي شکل دار و رنگ دار و داراي اندازه ظهور پيدا مي کند که آنها را موجودات مثالي يا ملکوتي مي نامند. در مرحله ي سوم اراده فعلي خالق متعال از اين مرتبه نيز نازل شده به صورت موجود مادّي ظاهر مي شود. لذا خداوند متعال در آياتي فرمود:

«وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛ و هيچ چيزي نيست مگر اينکه خرائن آن (حقيقت آن) نزد ماست؛ و ما آن را نازل نمي کنيم مگر به اندازه ي معلوم و معين.»(الحجر:21)

« ... وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس؛ و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است .»(الحديد:25)

« ... وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواج؛ و براى شما هشت زوج از چهارپايان نازل نمود.» (الزمر:6)

با تبيين فوق از رابطه خدا نسبت به خلق، معني قائم بودن موجودات به خدا نيز کاملاً روشن مي شود. يعني همانطور که صور خيالي انسان، با تمام وجودشان قائم به اراده انسان بوده، به محض انصراف اراده، ناپديد مي شوند، موجودات عالم نيز به همين نحو بند به اراده خداوند متعالند. لذا اگر نازي کند ليلي، فرو ريزند مَحمِلها؛ لکن براي خداوند متعال تجدّد اراده و انصراف از اراده معني ندارد. اراده او ازلي و ابدي است و محال است آنچه از اراده او ظاهر شده نابود شود. اينکه به ظاهر، موجودات عالم مادّه بعد از مدّتي نابود مي شوند توهّمي بيش نيست.موجودات از باطن به ظاهر آمده و دوباره به اصل خويش واصل مي شوند. «وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُور؛ و از آنِ الله است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است؛ و همه امور، به سوى الله بازگردانده مي شوند.» (آل عمران:109)

بعضي چنين پنداشته اند که عالم برزخ و عالم آخرت دو عالم ديگر در کنار عالم مادّه اند که موجودات را از اين عالم خارج و در آن عوالم داخل مي کنند؛ در حالي که چنين نيست. عالم برزخ، عالمي در عرض عالم ناسوت (عالم مادّه) نيست بلکه در طول عالم مادّه قرار دارد؛ به اين معني که عالم برزخ باطن و حقيت عالم طبيعت است. کما اينکه عالم آخرت نيز باطن و حقيقت عالم برزخ است. و مرگ لحظه بازگشت موجودات به عالم برزخ، و قيامت لحظه مرگ کلّ عالم مادّه و عالم برزخ است. البته طبق روايات اهل بيت(ع) و ادّله فلسفي و عرفاني، با وقوع قيامت، بساط عالم مادّه فعلي ما برچيده مي شود و نه بساط اصل عالم مادّه. همانطور که در دار طبيعت، بعد از مرگ موجودات، از مادّه آنها دوباره موجودات ديگري سر بر مي آورند، بعد از قيامت کبري، از ميت اين عالم مادّه نيز عالم مادّه ي ديگري سر بر مي آورد. کما اينکه عالم فعلي ما نيز برخاسته از خاکستر عالم قبل از خود است. لذا بي نهايت عالم مادّه در گذشته وجود داشته و بي نهايت بار قيامت رخ داده است و بي نهايت بار نيز اين روند ادامه خواهد يافت.

«عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «أَفَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ». فَقَالَ: يَا جَابِرُ تَأْوِيلُ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَى هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ سَكَنَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَيْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ عَالَماً مِنْ غَيْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ يَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً غَيْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَيْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ أَوْ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَخْلُقْ بَشَراً غَيْرَكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ وَ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ الْآدَمِيِّينَ؛ جابر بن يزيد، گفت: از امام باقر(ع) تفسير قول خداي عز و جل را پرسيدم که مي فرمايد: «پس آيا در آفرينش نخستين درمانده شديم؟! بلكه آنها در آفرينش جديد در شك اند.» امام فرمودند: اى جابر تاويلش اينست كه چون خداي عزّ و جلّ اين خلق و اين عالم را پايان دهد، و اهل بهشت در بهشت جا كنند، و اهل آتش در آتش ، خداي عزّ و جلّ تجديد مي کند عالمي غير از اين عالم را. و تجديد مي کند عالمي را  از غير مذکّر و مؤنّثي که او را بپرستند و يگانه اش شناسند. و زمينى جز اين زمين براى آنها مي آفريند كه آنها را حمل نمايد؛ و آسمانى جز اين آسمان كه بر آنها سايه افكند. شايد تو چنين مي پندارى كه خداي عزّ و جلّ فقط همين يك عالم را آفريده است، يا اينكه خداي عزّ و جلّ آدمى جز شما نيافريده است. آرى به خدا سوگند که خداوند تبارك و تعالى هزار هزار عالم و هزار هزار آدم (ابو البشر) آفريده و تو در آخر اين همه عالم ها و اين همه آدميانى .» (بحار الأنوار، ج  54، ص 321)

خداوند فياض ازلي و ابدي، علّت تامّه ي عالم هستي است، و محال است با وجود علّت تامّه، معلولش موجود نگردد. لذا تا بوده خدا مخلوق داشته و تا ابد مخلوق خواهد داشت. براي خالق دائم الفيض، تعطيل فيض محال است. البته او در مرتبه ذاتش بود و کسي با او نبود و هست و کسي با او نيست و خواهد بود و کسي با او نخواهد بود. «کان الله و لم يکن معه شيء و الآن کما کان» در مرتبه ذاتش عالم است بي هيچ معلومي؛ خالق است بي هيچ مخلوقي، قادر است بي هيچ مقدوري و ...

شنبه، 3 مرداد ماه ، 1388 بازدید:295 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 295 بار بازديد شده

مسئله روح يك مسئله جنجالى و پرغوغا!
داستان و مسائل ارواح و

مسئله روح يك مسئله جنجالى و پرغوغا!

- براى انسان بسيار جالب است كه بتواند با عالمى غير از اين جهانى كه در آن زندگى مى كند، ارتباط پيدا كند.
مخصوصاً اگر آن عالم بتواند سدّى را كه ميان انسان و زمانهاى گذشته، و دوستان پيشين، و پدران و مادران و نياكان است، بردارد; و از آن بالاتر، او را در جريان حوادث آينده نيز قرار دهد.
تلاش و كوشش انسان براى ارتباط با جهان ارواح نيز از همين عطش سوزان روحى سرچشمه گرفته است.
در طول تاريخ، هميشه مدّعيانى بوده اند كه خود را با جهان ارواح مرتبط مى دانسته اند; بخصوص در قارّه هند كه زمينه هاى روحى و اجتماعى براى اين فكر زياد بوده است.
اين مسئله، در اواسط قرن نوزدهم ميلادى در آمريكاى شمالى باصطلاح «گل» كرد و موج آن بسرعت از «آمريكا» به «انگلستان» و از آنجا به ديگر كشورهاى اروپا كشيده شد.
بد نيست گزارش اين جريان را از زبان خود اروپائيها بشنويم:
- «پلاتونف» روانشناس معروف در كتاب روانشناسى خود كه به فارسى نيز ترجمه شده است، تحت عنوان «ميهمانان آن دنيا» مى نويسد:
داستان احضار روح در سال 1848 در شهر روچستر كه يكى از شهرهاى آمريكاى شمالى است بر سر زبانها افتاد; در آن سال شخصى به نام مستر فُوكْس اظهار داشت ارواح مردگان با او و نزديكانش گفتگو مى كنند. فوكس و همسر و سه دخترش، پشت ميز مدوّرى قرار مى گرفتند و دستهاى خود را روى ميز، باز و معلّق نگه مى داشتند; در اين موقع صداى ميز بلند مى شد و آنها ادّعا مى كردند كه ارواح دارند سؤالات آنان را پاسخ مى گويند.
- بزودى در بسيارى از شهرها و خانواده هاى آمريكائى، اشخاصى پيدا شدند كه ادّعا مى كردند با ارواح آن دنيا ارتباط برقرار كرده اند. كاغذى برمى داشتند و حروف الفبا را به روى آن مى نوشتند و آن را به زير يك نعلبكى قرار مى دادند، (و انگشت خود را روى نعلبكى مى گذاردند) و با حركت نعلبكى روى حروف، پيام ارواح را دريافت مى داشتند.
ضمناً ارواح بيشتر مايل بودند توسّط مديوم ها با زنده ها صحبت كنند!
مهمانهاى آن دنيا اكثر خويشان و نزديكان احضار كنندگان ارواح بودند، ولى غالب اوقات ادّعا مى كردند كه ميهمانانشان ناپلئون يا اسكندر كبير بوده است! از اين جهت كه اكثر مردم مايل بودند با شخصيّتهاى مشهور صحبت كنند!
البتّه غلط دستورى ارواح را گرفتن، مخالف ادب و نزاكت بشمار مى آمد! و هرآنچه كه ميز يا نعلبكى به !صورت نجوا تفهيم مى كرد، داراى معانى عميقى بود!
- بديهى است در چنين مواقعى بازار فرصت طلبان و شيّادان هم گرم مى شود، مخصوصاً كه اين كار مايه زيادى هم لازم ندارد، و كافى است يك ميز چرخان، يا يك صفحه كاغذ و يك نعلبكى در اختيار داشته باشند با يك مشت ادّعا!
به همين دليل، عدّه زيادى گام در اين ميدان گذاردند، و كردند آنچه كردند! كم كم مسئله به صورت سرگرمى يا «چيزى شبيه رمّالى و جن گيرى» درآمد و خود به خود به افتضاح و ابتذال كشيده شد.
كار به جائى رسيد كه روح «شمر» را هم حاضر كردند و سند آزادى از دوزخ را كف دستش گذاشتند! با سرباز شهيد اردنى هم در ميدان جنگ شش روزه ارتباط برقرار ساختند و شكرپنير به او دادند و سلام نظامى در مقابل دريافت داشتند، و مطالب مضحك ديگرى از اين قبيل.
- از طرفى، همين موضوع سبب احياى خرافه «تناسخ و عود ارواح» شد، و ارواح براى آمدن به اين جهان نوبت گرفتند.
- ارتباط ميان مسئله «رابطه با ارواح» و «عود ارواح به اين جهان» شايد به خاطر اين بود كه رنگ ابديّت بيشترى به ارواح ببخشند، بلكه آنها را به ازل هم بكشانند، و به اين ترتيب، دايره حكومت آنها قويتر گردد.
- و يا «مديومها» و گردانندگان، از دست سؤال كنندگان سمجى كه حاضر نيستند دست از سر بعضى از ارواح بردارند، و مرتّباً پرسش مى كنند، و خطر بروز پاسخهاى ضدّ و نقيض در ميان است! به اين وسيله خود را راحت نمايند، و ارواح مورد نظر را به اين دنيا بفرستند و رابطه آنان قطع گردد (زيرا وقتى ارواح مجدّداً به دنيا آمدند معمولاً چيزى از گذشته را به خاطر ندارند!).

سرگرمىِ ميزگرد!

- آيا مى توان با ارواح گذشتگان رابطه برقرار ساخت و معلوماتى از آنها دريافت داشت؟
- آيا اين گفتگوهائى كه جمعيّت هاى «روحيّون» و «اسپرى تيستها» درباره رابطه با ارواح مدّعى هستند همه بيهوده است؟ و بيهوده سخن به اين درازى! و يا اين كه در ميان سخنان آنها واقعيّت هائى وجود دارد؟
آيا احضار ارواح ـ يا صحيحتر ارتباط با ارواح ـ از طريق ميز گرد كه اخيراً(1) در همه جا به توصيه بعضى از مجلاّت «مُد» شده، صحيح است و همه كس مى توانند يك ميز گرد چرخان بدون ميخ تهيّه نموده و دور آن بنشينند و دست روى آن بگذارند و نيّتى كنند و با روح مورد نظر رابطه برقرار سازند، و مطالب لازم را از او بپرسند و پاسخهاى او را ـ اعم از مثبت و منفى ـ به وسيله گردش آهسته و غيراختيارى ميز دريافت دارند؟
- راستى اين مطلب به همين سادگى و آسانى است و يك ميز گرد بدون ميخ «كليد عالم غيب» و «دستگاه فرستنده و گيرنده» عالم ارواح مى باشد؟!
اينها سؤالاتى است كه همه ميل دارند پاسخ آن را بدانند.

اجازه بدهيد مطلب را از همين سؤال آخر و داستان ميزگرد شروع كنيم و سپس به بحث هاى اصولى تر بپردازيم.
و نيز اجازه بدهيد سخن را با نامه جالب و مستدلّى كه يكى از كسانى كه اخيراً در اين باره زياد كار كرده است، آغاز نمائيم، اينك متن نامه:

- اين روزها ارتباط با ارواح به وسيله ميز گرد به صورتيك اپيدمى درآمده و هر كس چند دقيقه اى در يك جلسه ارتباط بنشيند و ناظر حركت ميز شود، بلافاصله به فكر مى افتد كه يك ميز بدون ميخ با صفحه مدوّر متحرّك، تهيّه كند، و مشغول ارتباط با ارواح شود.
امّا آنچه موجب تعجّب و باعث تأسّف است اين كه افرادى كه بنا به توصيه نويسنده يكى از مجلاّت تهران پس از خواندن سوره حمد و استدعاى ارتباط با روح موردنظر موفّق مى شوند، همگى آنچه كه خودشان علاقمند هستند بپرسند مى پرسند و جالبتر اين كه آنچه كه دوست دارند بشنوند، مى شوند!
- من هنوز نديدم كه مثلاً چند نفر از پيروان يكى از فرق اسلامى دور ميز بنشينند و از روح مرتبط بپرسند كه راه حق كدام است و به غير از فرقه مورد نظرشان چيز ديگرى بشنوند، و اتّفاقاً مخالفان آنها نيز خلاف آن را مى شنوند!!
آنچه مسلّم است، كسى در گردش صفحه ميز بطور خود به خود شكّى ندارد، اما اين كه آيا عامل گرداننده نيز همان روح است؟ و اگر همان روح است، پس علّت چيست كه در برابر من كه شيعه هستم راه حق را شيعه اثنى عشرى معرّفى مى كند و به آن ديگرى كه مسلك ديگرى دارد همان مسلك را؟!
بارها آزمايش نموده ام مثلاً در برابر سؤال اين كه فلان مريض مثلاً خوب خواهد شد يا نه؟ از يك روح در دو شب متوالى پرسيده ام; هر بار جوابى داده كه با جواب قبلى تناقض داشته!
حال بايد ديد كه اين حركت ميز به وسيله چه نيرو و عاملى انجام مى شود؟
من بارها ناظر بوده ام در جلساتى كه با ميزهاى آهنى بزرگ، ارتباط برقرار شده، اگر ميز بايد بدون ميخ باشد، و وجود يك ميخ اين قدر اثر دارد، پس چرا ميز آهنى به حركت درمى آيد؟ (دقّت كنيد!)
آنچه من به دست آورده ام، اين است كه: افرادى كه دور ميز مى نشينند، بطور ناخودآگاه تحت تأثير كلمات و موقعيّت استثنائى محل كه همه افراد خود را براى ارتباط با ارواح آماده كرده اند، قرار مى گيرند. يكى از حضّار كه قدرت كنترل اعصابش كمتر از ديگران است، ميز را به حركت درمى آورد.
اين افراد همان مِديُومهاى قوى هستند. شما دقّت كنيد! مديومهاى قوى همه كسانى هستند كه قدرت كنترل اعصابشان بسيار ضعيف است و اغلب عصبانى مى باشند.
من خود در شهرستان نيشابور از اداره كنندگان جلسه ارتباط هستم و شايد اكثريّت قريب به اتّفاق كسانى كه هم اكنون در نيشابور جلسه ارتباط دارند، در وهله اوّل در منزل من و از خود من ياد گرفته اند; منظورم خودستائى نيست بلكه مى خواهم بگويم من از روى هوى و هوس يا مسموعات، اين كلمات را ننوشته ام.
در ارتباطى كه روح مرتبط، خود را ابوعلى سينا! معرّفى كرد، سؤالى درباره بيمارى نموديم...
بيمار، بانوئى بود كه زايمانش نزديك بود، و استاد گفتند: 29 همان برج فارغ خواهد شد در صورتى كه اصلاً چنين نشد!
جالبتر از همه اين كه خانمى در نيشابور هست كه به محض نشستن دور ميز (و گذاشتن دست روى ميز) بدون سؤال و جواب ميز شروع به دوران مى كند و هر سؤالى كه مى كند، مثبت جواب مى شنود; حتّى يك سؤال را به صورت منفى هم سؤال مى كند باز هم مثبت جواب مى شنود.
باز در مجلسى مشاهده كردم كه هرچه خواهش و تمنّا از ميز كردند، تكانى نخورد! و صاحب مجلس به خاطر اين كه خودى نشان بدهد در ميز دخل و تصرّف كرده، شروع به حركت دادن نمود!
آنچه در مجالس مى گذرد 80% دخل و تصرّف (عمدى يا ناخودآگاه) و 20% حقيقت است. تازه اين بيست درصد هم معلوم نيست كه بوسيله روح باشد!
خلاصه اين كه، مشتى مردم در كنار ميز شبها گاهى تا ساعت 1 و 2 بعد از نيمه شب حيران و سرگردانند، و هر كس هم مطابق ميل و ذوق و سليقه خود پيام مى گيرد.
نتيجه اى كه من به آن رسيده ام اين است كه اين مسئله را بازى يا سرگرمى بنامم و سؤالاتى كه در اين زمينه مى شود، با گفته خداوند متعال در قرآن كريم پاسخ گويم: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبّى.

برگرفته از کتاب ارتباط با ارواح

سه شنبه، 23 تير ماه ، 1388 بازدید:371 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 371 بار بازديد شده

حقیقت ماتریکس و سه پند از شيطان
داستان و مسائل ارواح و

حقیقت ماتریکس و سه پند از شيطان

حقیقت ماتریکس

«حقيقت مجازي»به نقل از مجلهTime :وسيله اي كه احساس واقعي حركت را در محيط واقعيت مجازي ايجاد ميكند توسط شركت «يو اس فرم موشن ويرن توليد شد.

در اين وسيله به جاي تكيه بر صفحه نمايش كامپيوتر براي ايجاد توهم حركت گوشي «موشنوير»با استفاده از يك فناوري پزشكي متداول بر روي احساس تعادل كاربر از طريق شبیه سازي در گوش مياني «مركز تعادل مغز»تاثير مي گذارد و با شبیه سازي حركت واقعي اين وسيله احساسي پيشرفته از واقعيت براي بازيكنان واقعيت مجازي ايجاد ميكند...

در نشريه yahoo internet lifeبه مقاله ترسناك تري بر ميخوريم:

«ماتريكس»همان چيزي است كه «اينترنت آرزو ميكند پس از توسعه به آن شبيه باشد...فروشگاه هوس انگيزي كه براي هر يك از حواس پنج گانه ما چيزي جالب براي عرضه كردن دارد!

مجسم كنيد كه تصوير يك كيك  را به صورت Onlineببينيد و با دستگاه جديد  بتوانيد قبل از خريدن اين كيك روي آيكون آن كليك كرده و طعم آن را بچشيد!

آقاي «الوود ايوي»بنيان گذار شركتTrisenx پيش بيني ميكند :«روزي ماشين هاي چشايي در همه رستوران ها نصب خواهند شد.»

شركتTrisenxاولين شركتي است كه مدعي توليد يك دستگاه چشايي مصنوعي شده است

آقاي «ايوي»مي گويد كه در سايتTrisenxشما ميتوانيد به هنگام مطالعه صورت غذاي رستوران سوپ روز يا غذايي را كه ميخواهيد سفارش دهيد.

اختراع آقاي«ايوي»با شماره ثبت 6053738در امريكا و با نام Sensualizenشما را در چنان محيطي غوطه ور ميكند كه علاوه بر بو ، هواي شبيه سازي شده نيز در آن وجود دارد .اين دستگاه به عبارتي يك«ماتريكس »كوچك است!

اين يعني ورود به عرصه «ماتريكس»!

در فيلم ما انسانها را مي بينيم كه در جايگاهي ابدي به خواب رفته اند .خواب خوشي كه AI(هوش مصنوعی )به عنوان نمادي از دنياي فريبنده مادي_برايشان مي سازد.آنها در اين توهم از زندگي حقيقي حواس مجازي خويش را باور ميكنند وتا آخر عمر به آن وفا دارند.
در جاي از فيلم «مورفيس»به«نيو»ميگويدتعريف تو از«واقعي بودن»چيه؟اگه منظورت اون چيزيه كه با حواس پنج گانه ات درك ميكني اون چيزي كه مي چشي بو مي كشي يا مي بيني همه و همه چيزي نيست جز يه سري سيگنال الكتريكي كه مغزت اون ها رو ترجمه و تفسير ميكنه...)

همان طور كه «رنه دكارت»ميگويدحقيقت را تنها از طريق خرد است كه ميتوان در يافت.آن چه در كتابهاي قديمي آمده است قابل اعتماد نيست و حتي به آنچه از طريق«حواس»ادراك ميشود نيز نمی توان به طور كامل اعتماد داشت.)

سه پند از شيطان

شيطان به حضور حضرت موسي(ع) آمد و گفت:آيا مي خواهي به تو هزار و سه پند بياموزم.
موسي گفت:آنچه تو ميداني من بيشتر مي دانم و نيازي به پند تو ندارم.
در همين حال جبرييل وارد شد و عرض كرد:اي موسي خداوند مي فرمايد هزار پند او فريب است اما سه پند او را بشنو.موسي هم به شيطان گفت:سه پند از هزار پندت را بگو.
شيطان گفت:
1-چنانچه در خاطرت انجام دادن كار نيكي را گذراندي براي انجام آن شتاب كن وگرنه تو را پشيمان مي كنم.
2-اگر با زنان بيگانه و نامحرم نشستي غافل از من مباش كه تو رابه گمراهي وادار ميكنم.
3-چون خشم وغضب بر تو مستولي شد جاي خود را عوض كن و گرنه فتنه به پا مي كنم.

جمعه، 19 تير ماه ، 1388 بازدید:362 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 362 بار بازديد شده

رابطه ارواح برزخي با اين جهان
داستان و مسائل ارواح و

www.bia11.com

رابطه ارواح برزخي با اين جهان

از نظر علم و دين ثابت شده كه انسانها وقتي كه از دنيا رفتند، ارواح آنها گهگاه با اين جهان، ارتباط برقرار مي كنند، و افرادي نيز در اين دنيا هستند كه از طرق علمي و

تجربي و هيپنوتيسم، با ارواح گذشتگان ارتباط مي گيرند
.
ارواح انسانها بعد از مرگ، به كلي از اين عالم، بيگانه نمي شوند، بلكه از وضع اين جهان، كم و بيش آگاهند.

در اينجا به ذكر چند روايت و واقعه كه نشان دهنده ارتباط ارواح گذشتگان با اين جهان است مي پردازيم:

امام صادق عليه السلام فرمود:

همانا مومني كه از دنيا رفته به ديدار خانواده خود مي آيد، و خوبيها و خوشي هاي خانواده اش را مي بيند (و خوشحال مي شود)، ولي كافر، تنها بديها و ناخشنوديها را مي

نگرد و خوشيها را نمي بيند (و غمگين مي شود).

نيز آن حضرت فرمود:

هيچ مومن و كافري (كه از دنيا رفته) نيست مگر اينكه هنگام ظهر به ديدار خانواده خود مي آيد، و اگر ديد كه خانواده اش به انجام كارهاي نيك، اشتغال دارند، سپاس و حمد

خداي را بر اين نعمت، بجا مي آورد، و وقتي كافر ببيند كه افراد خانواده اش به انجام كارهاي نيك اشتغال دارند، براي او موجب حسرت و ندامت خواهد شد.

اسحاق بن عمار مي گويد: از امام كاظم عليه السلام پرسيدم: آيا ميّت افراد خانواده اش را ديدار مي كند؟

امام كاظم عليه السلام فرمود: آري.

پرسيدم : در چه مقدار از زمان ، ديدار مي كنند؟

امام فرمود: در هر جمعه ، و در هر ماه ، و در هر سال يك بار ، به اندازه مقامي كه آن مومن در پيشگاه خدا دارد.

نيز اسحاق بن عمار مي گويد: از امام كاظم عليه السلام پرسيدم: آيا مومني كه از دنيا رفته ، مي داند كه شخصي كنار قبر او آمده و به زيارت او پرداخته است؟

امام در پاسخ فرمود: آري ، همواره تا آن شخص در كنار قبرش هست، اُنس مي گيرد ، و وقتي كه آن شخص از كنار قبر او برخاست و رفت، او در قبر خود احساس وحشت مي نمايد.

عبدالله بن سليمان مي گويد: از حضرت صادق عليه السلام در مورد زيارت قبرهاي مسلمين ، سوال كردم ، فرمود:

در روز جمعه كنار قبر آنها برو  آنها را زيارت كن، چه آنكه هر كس از آنان در ضيق و تنگنا باشد، بين طلوع فجر تا طلوع آفتاب، گشايشي در كار آنها ايجاد مي شود، از اين رو در

اين روز هر كس به زيارت آنها رفته ، آنها آگاه مي شوند، ولي پس از طلوع خورشيد، آنها يله و رها مي شوند.

پرسيدم: آيا مردگان از آنانكه به زيارت قبرشان مي روند، آگاه شده و شاد مي شوند؟

فرمود: آري و نيز از بازگشت زائران از قبور، به محل هاي خود وحشت مي كنند.

امير مومنان علي عليه السلام فرمود:

مردگان خود را ديدار كنيد، چرا كه آنها از ديدار شما، شادمان مي شوند، و هر كدام از شما در كنار قبر پدر و مادر‌، شايسته است در ضمن دعا براي آنها براي خود دعا كند و

حاجت خود را در كنار قبر آنها از خدا بخواهد.

جمعه، 19 تير ماه ، 1388 بازدید:340 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب اين مطلب 340 بار بازديد شده

 
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

آمار کاربران

تولبار سايت براي كساني كه...

نظرسنجی
دوست داری چه مطلبی بیشتر بدیم؟

مطالب ارواح
مطالب موبایل
مطالب اموزشی
دانلود نرم افزار و بازی
فلش
عکس های مختلف



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 158
نظرات : 2

برترین مطلب روز
تاکنون مطلبی به عنوان مطلب پربیننده انتخاب نشده است .

سرگرمي و فال و شاخه ها
بخش فال و طالع بيني

بخشهاي ديگر 
رتبه سنج سایت شما یک--دو

بخش ارشيو مطالب سال 86

نرم افزار نوكيا پليرو فلش پلیر

نرم افزار برای اجرای بازیها و کلیپ های فلش-felash این سایت. برای دانلود فلش روی عکس زیر کلیک کنید

نرم افزار برای اجرای بازیها و کلیپ های فلش-felash

نرم افزار بسيار كم حجم و كارامد Nokia Multimedia Player براي كساني كه در پخش فرمتهاي 3GP و AMR در كامپيوتر با مشكل مواجه هستند . براي دانلود روي عكس كليك كنيد :

Nokia Multimedia Player  www.irfuns.com



بهترین ارسال کنندگان انجمن
   mohammad280 
 ارسالها:2323 
 امتياز: 33485

   numex 
 ارسالها:1349 
 امتياز: 26484

   tobe 
 ارسالها:1075 
 امتياز: 20183

   hamzehmohajer 
 ارسالها:783 
 امتياز: 12216

   utex 
 ارسالها:535 
 امتياز: 8873

   mohammad11 
 ارسالها:485 
 امتياز: 12742

   schiwah 
 ارسالها:320 
 امتياز: 5839

   archenemy 
 ارسالها:268 
 امتياز: 3132

   amirali 
 ارسالها:260 
 امتياز: 19249

   xp3_behroz 
 ارسالها:200 
 امتياز: 2276


انتخاب زبان سایت به 30 زبان
Translation

پاسورد و یوثر نود32
  دریافت اپدیت نود32 پاسورد و یوثر
پاسورد و یوثرها هر روز به روز میشوند
NOD32 IDs Update Time:
 September 18,2009 16:03:44
ThreatSense Update:
v.4437 -20090918

Nod32 Username | Password

UserName: EAV-21587910
Password: 8677vhkdk7

UserName: EAV-21690132
Password: kck6xe4a4b

Username: EAV-21963370
Password: x77uutc5s7

Username: TRIAL-21971953
Password: upbka2csu2

Username: TRIAL-22094729
Password: s7uexb4ph8

Username: TRIAL-21971953
Password: upbka2csu2


صفحه اصلی | عضویت در سایت | دریافت فایل | تالار گفتمان | جستجو در سایت | جستجو در انجمن | آرشیو اخبار | تماس با ما



  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir